اولین تلاش‌­های زنان در ایران برای بازیابی هویت اجتماعی‌شان

سینه خالی بهادر
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۸
​فروپاشی در هشت و سه دهم ثانیه
اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۸

اولین تلاش‌­های زنان در ایران برای بازیابی هویت اجتماعی‌شان

نقد کتاب «مندر» منتشر شده در ایبنا

«مندر» روایت یک زنی است در عصر قجر، که شوهرش را دوست دارد. اما از خشونت­‌های رفتارهای او آسیب جسمی و روحی دیده است. مستاصل از همه جا با بدن زخمی به گرمابه می­‌رود. زنی در گرمابه راه حل را به او می­‌گوید اما این راه حل چندان راه حل معقولی به نظر نمی‌­رسد.

از نظر زمان
اثر در زمانی حدود اواخر قاجار و اوایل پهلوی روایت می­‌شود زمانی که برای نخستین بار زنان مایل به داشتن هویت اجتماعی و حضور در جامعه شدند اما این شکل حضور همچنان زیر سایه­ سیاه نظام مردسالاری بود، زنان ابتدا باید حقوق انسانی خود را پیدا می­‌کردند این روایت بازگشتی به اولین تلاش‌­های زنان است با نگاهی روان­شناختی به مردان و گذشته­ آنان. بازه­ زمانی در داستان محدود همراه با پرش­‌های ذهنی به گذشته است. گذشته‌­ای که ریشه­‌های خشونت را در مردان به­ وجود آورده است.

از نظر مکان
مکان­ اصلی روایت، خانه است اما این خانه جایگاه امنی برای آسیه شخصیت اصلی داستان نیست زیرا در آغاز داستان او ترسیده، برهنه و زخمی از خانه به خیابان پناه می‌برد. مکان دومی که در داستان با آن روبه‌­رو می­‌شویم گرمابه است که همواره در فرهنگ ایرانی مکانی مناسب است برای اتفاقات ماوراءالطبیعه اما از مکان‌­های دیگر داستان خانه­ ننه­ دعاست که سقف ندارد و هول و ولای داستان را بیش­تر می­‌کند. در پایان داستان زیرزمین خانه مکانی است که مجتبی با آن به ضمیر ناخودآگاه خود و کودکی از دست رفته‌­اش برمی‌­گردد و خشم فروخورده­ خود را پیدا می­‌کند و آن را درمان می­‌کند.

از نظر شخصیت و شخصیت­‌پردازی
کاراکترهای داستان همگی تیپ هستند و نویسنده قصد تبدیل کردن به شخصیت را نداشته است. این را می‌­شود از خصوصیات کاراکترها  آسیه، مجتبی، ننه دعا، مادر آسیه و زن دندان طلا که بعدها مادر شوهر آسیه می‌شود فهمید. ملیحه وفامهرآگاهانه و یا ناآگاهانه از لایه­ رویی آدم‌­ها رد نمی‌­شود و حتی در شخصیت مجتبی که به کودکی­‌اش باز می­‌گردد صرفا خاطره‌­ای از یک آرزوی ناکام را می­‌بینیم.

از نظر درونمایه
بیش­ترین اهمیت اثر در موضوعی است که به آن پرداخته. زن آسیب دیده نه به انتقام فکر می‌­کند نه به جدایی او هدفی جز آرامش ندارد و تمام خواسته‌­اش همین است ننه‌ ­دعا اسیر کردن و کشتن کبوتر سیاه را به او یاد می‌­دهد که به ­وسیله آن شوهرش می­‌تواند به خاطراتش برگردد کودکی از دست رفته‌­اش را پیدا کند. مجتبی به گذشته می­‌رود و مرور مردسالاری پدرش او را با خودش روبه­‌رو می­‌کند او خودش را می‌­بیند که در آستانه­ یک مسیر تکراری است. درون­مایه­ دیگر در داستان نمایش زنانی است که در جایگاه مظلوم قرارگرفته‌­اند و بستر خشونت را خودشان مهیا می­‌کنند و افرادی که سرکشی می­‌کنند را به تمسخر می‌­گیرند درمقابل خودشان برای فرار از این شرایط به خرافه و جادو پناه می‌برند و خشم و نفرت خود را با انتقام ارضا می‌­کنند.

مندر اثر ملیحه وفامهر روایتی زنانه است با نگاه به مردسالاری و ریشه­‌های آن در عین ­حال توجه به جامعه­ زنان که حمایتی از هم ندارند، حجم کم و سرعت پیش­رفت داستان کتاب را برای خواننده لذت­بخش می­‌کند و نمایی کلی‌ست از زندگی افرادی که عموما بخشی از زندگی آنان را در جامعه دیده‌­ایم.

2 Comments

  1. سمن زیدابادی گفت:

    با توضیحات شما من به این نتیجه رسیدم که موضوع خوب بوده اما پرداخت خوبی نداشته و صدهزار حیف.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.